بازگشتم بی آن که کسی منتظرم باشد !

 ... من گور خویش می کنم اندر خویش

چندان که یادت از دل برخیزد

یا اشک ها که ریخت به پایت، باز

 خواهد به پای یار دگر ریزد!

در انتظار بازپسین روزم

وز قول رفته، روی نمی پیچم.

از حال غیر رنج نبردم سود

ز آینده نیز، آه که من هیچم.

بگذار ای امید عبث، یک بار

بر آستان مرگ نیاز آرم

باشد که آن گذشتۀ شیرین را

بار دگر به سوی تو باز آرم

زنده یاد احمد شاملو

مرغ عشقم امشبم را غم بخوان

با دو بال خسته از فردا بخوان

دیگر او رفت و دگر عشقی نماند

جان من تا صبح از یارم بخوان

حمید

/ 1 نظر / 48 بازدید
جواد

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید خوشحال میشم از وبلاگ من هم دیدن کنید موفق باشید [گل]