مطلوب

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک .................. چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

حرفها و نگفته ها

... !

پ.ن : به جای تمام حرفهایی که در دلم مانده اما نمی توان گفت

  
نویسنده : لیلا ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠

اندکی صبر سحر نزدیک است

  
نویسنده : لیلا ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها : مطلوب ، عکس ، تصویر

بود و نبود

وقتی مخاطبی داری

یک مخاطب خاص و برای او می نویسی

خواه ناخواه نوشته هایت رنگ و بوی عشق می گیرد

بیشتر تفکر می کنی

و با وسواس می نویسی

اما وقتی هیچ کس مخاطب واژه هایت نیست

...

 

  
نویسنده : لیلا ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠

تقدیر

از تقدیر گریزانم

اما ...

  
نویسنده : لیلا ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ فروردین ۱۳٩٠

حقیقت و دروغ

امروز خاکستری ام

به رنگ تلخ حقیقت

گاهی که حقیقت را انکار می کنم

یاسمنی می شوم

خوش و خرم

اما

امان از حقیقت

که تار و پود هستی ام را به باد می دهد !

  
نویسنده : لیلا ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩

حسرت

یک عمر پرهیز و مرارت کشیدیم و در مقابل وسوسه ها ایستادیم ولی وقتی از سر کنجکاوی به سراغش رفتیم هیچ چیز نیافتیم

جالب بود : آنچه که از آن برحذر بودم وجود نداشت !!

 

  
نویسنده : لیلا ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩

← صفحه بعد